{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا ببین ؛ که تو را عاشقانه می خواهم

مرا ببین ؛ که تو را عاشقانه می خواهم
تورا برای شکوه ترانه می خواهم

دوباره حوصله سر رفت و باز تنهایم
یکی شبیه تورا از زمانه می خواهم

مرا که نیست به دوری و دوستی باور
تورا کنار خودم جاودانه می خواهم

اسیر سردی و تاریکی است دنیایم
برای گرمی عشقم ؛ زبانه می خواهم

من ِ عبوس ؛ من ِ دل بریده از مردم
برای پیش تو ماندن بهانه می خواهم

بیا که خسته ام از روزهای تکراری
تورا به سوی دیارم روانه می خواهم
دیدگاه ها (۰)

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

پارت ۳

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

نمیبخشمت p.23

مرا ببین ؛ که تو را عاشقانه می خواهم تورا برای شکوه  ترانه م...

مرا ببین ؛ که تو را عاشقانه می خواهم تورا برای شکوه  ترانه م...

حیات‌بخش چو خون در رگم روانه توییبرای زیستنم بهترین بهانه تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط