{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💠 💕 💠 💕 💠 💕 💠 💕 💠 💕 💠

💠 💕 💠 💕 💠 💕 💠 💕 💠 💕 💠

هـر چه بیشتر به شاخ و برگ گـــــل
نظاره میکرد بیشتر محو زیبایی اش میشد ...

دستش را دراز کرد تا در اختیار بگیرد ،
ولی خارها مـــــزه درد را به او چشاندند!!!

تا دریابد اگر حفاظتی برای گـــــل نبود ،
چنین با طـــــراوت و زیبـــــا نمیماند ...

💕 چـــــادرم محافظ مـــــن است...💕
دیدگاه ها (۱)

Amiralimosavi:امیرعلی ✔ :یک روز تمام میشود تمام این دلتنگی ...

زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست!حاصلش تن به ق...

سردبودن هــوا بهانـــهـ دستم دادهـبرای هرثانیـــه در آغوش گـ...

آسایش دوگیتی تفسیر این دوحرف است؛سر روی پای مادر...💕 بوسه به...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷¹سالن مهمونی پر از نور و بادکنک بود. جیمین با ذ...

part 39بعد از صبحانه//بعد از صبحونه همه نشسته بودن تو سالن و...

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --² ــ چرا همون حرفایی رو میزنی که می‌خوام بشنوم ؟ چ...

هر چه بیشتر به شاخ و برگ گل نظاره میکردبیشتر محو زیبایی اش م...

هــر چــهبیــشــتر بـــه شـاخ وبــرگـــ گــل نـظاره مـی­کـرد...

هر چه بیشتر به شاخ و برگ گل نظاره می کرد، بیشتر محو زیبایی ا...

هر چه بیشتر به شاخ و برگ گل نظاره می کرد بیشتر محو زیبایی اش...

هر چه بیشتر به شاخ و برگ گل نظاره می کرد، بیشتر محو زیبایی ا...

هر چه بیشتر به شاخ و برگ گل نظاره می کرد، بیشتر محو زیبایی ا...

هر چه بیشتر به شاخ و برگ گل نظاره می کرد، بیشتر محو زیبایی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط