{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --²

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --²

ــ چرا همون حرفایی رو میزنی که می‌خوام بشنوم ؟ چرا همون کاری می‌کنی که نیاز دارم ؟ چرا انقدر نا واقعی هستی ؟ چرا انقدر جادوئی هستی ؟

جونگ کوک او را محکم تر در آغوش گرفت. و با یادآوری حرف دکتر ها بغض تازه‌ای گلویش را گرفت... تهیونگ فقط چند دقیقه یا حتی ثانیه دیگه زندست .. بعدش طبق گفته دکتر از شدت مصرف زیادی از قرص های رنگی که بخاطر فراموش کردن جونگ کوک خورده بود‌ مسمومیت زندش نمی‌زاره.

ــ من می‌پرستمت.. صورتی کوچولو ! ولی تو باورم نمی‌کنی ...

بدون حرف اضافه می دیگری لب های خشکش رو به لب های قرمز تهیونگ رسوند. با حوصله و به نرمی برگ گل می‌بوسید با تمام عشق می‌بوسید با تمام حسرتی که در دلش مانده بود با اندوهی که نبود تهیونگ به جانش انداخته بود می‌بوسید.. بوسیدن این لب های بهشتی شیرین تنها راه فرارش از واقعیت بود

ــ تو فکر می‌کنی من توهمم !

بین بوسه های زمزمه کرد. کمی عقب رفت و دوباره به سمت لبای تسکین دهنده‌ی صورتی کوچولوش رفت

ــ ولی مثل اینکه متوهم اصلی من بودم...

بعد اتمام جمله‌اش. کمی بیشتر بوسه را ادامه داد با اینکه دگر همکاری از طرف تهیونگش نبود. اشک هایش بی اجازه صورتش را خیس میکرد... نمی‌توانست باور کند الهه‌اش را از دست داده

ــ دیدی من واقعی بودم !

تهیونگ روی تخت سفیدش افتاد چشمانش بسته بود و این تغییر تلخی که در جسمش دیده میشد قلب جونگ کوک را مچاله میکرد. دگر صدای نفس های صورتی کوچولو را نمی‌شنود

ــ تو همیشه میترسید از دستم بدی ! اینکه یروز از خواب پاشی و من نباشم !...

سرش را روی سینه‌ی تهیونگ گذاشت و صدای قلبی که نمی‌زد را تصور کرد تا بلکه آرام شود

ــ دیگه خونه‌ی امنم رو ندارم تهیونگم ...

نسیم ضعیفی که از پنجره‌ اتاق به صورتش برخورد کرد و جای اشک هایش را روی صورتش خنک میکرد سرش را بالا آورد. همین نسیم به موهای رنگی الهه‌اش میخورد و آنها را تکان میداد.. خیره به چهره‌‌ی جادویی او و لب های سرخش... دهانش را باز کرد ولی نتوانست حرفی بزند گلویش از گریه زیاد گرفته و خشک شده بود

غرق در زیبایی که از دستش داده نفس های تندی میکشید. در گوشه‌ای خلوت سرد و بی روح. او ماند و فرشته‌ی صورتیش و قلبی خاکستر شده که در میان پچ پچ باد زمزمه می‌کند

ــ صدامو می شنوی ؟ صورتی کوچولوی من...

--------------------
هیممم خب حالتون خوبه ؟




#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
دیدگاه ها (۵)

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --¹ــ صدامو می شنوی ؟ موهات شبیه کیک خامه‌ای صورتی ش...

درود دختراماهم همون سلوینم.. پیج جدیدمه و اگه دوست داشتین می...

پارت ۵۸ صدای آژیر پلیس هنوز از دور شنیده می‌شد.آریانا همان‌ج...

پارت ۴۰ جونگ‌کوک چند ثانیه حتی پلک هم نزد.ـ جین... زنده‌ست؟م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط