امروز صبح که بیدار شدم

امروز صبح که بیدار شدم
هنوز از دست تو عصبانی بودم.
اگر کنارم بودی کمی اخم میکردم
کمی تنبیه سکوت
کمی گریز از چشمهایت پشت میز صبحانه.
تا اینکه رمان نیمه تمامم را باز میکردم و توی صفحاتش قایم میشدم.
چند ورقی بیشتر طول نمیکشید بخشیدن تو!
باور کن.
اما حالا باید نبودنت را هم ببخشم.
تا اخر کتاب ورق میزنم و کسی نیست از پشت این جلد سخت منتظر لبخند من باشد.
اخمم را با خود جلوی آینه میبرم. توی آشپزخانه میبرم، سر سفره نهار، پای اخبار تکراری تلوزیون،سرکار، اخمم را با خود به خیابان میبرم، به روی مادرم که از صبح منتظرزنگ من و سلام من است.

هنوز از دست تو عصبانی هستم!

#s#✌
94/12/6
دیدگاه ها (۲۷)

#تکپارتیموضوع:(وقتی به ریچارد بیشتر از تو اهمیت میده و تو عص...

پارت ۹

چند پارتی بازی ممنوع

انتقام در لباس عشق:)پارت 3(ویو چه‌وون)هنوز از اتاق تهیونگ بی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 42+ اون چیه؟قرصش رو ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

Part "66"☆ویو تهیونگ☆صبح زود، قبل از اینکه خورشید کاملاً بال...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخربخش۲

Custom bride part : 9

پارت بیست دوم《Custom kiss》 ×پدرم نیشخن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط