{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می دانی … !؟ 

می دانی … !؟ 
به رویت نیاوردم … !
از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “
فهمیدم
پای ” او ” در میان است  . . .
دیدگاه ها (۱)

کاش هیچ وقت آرزو نمی کردم  که کفش های مادرم اندازه ام شه!!

نبودنت را با ساعت شنی اندازه گرفته ام ،  یک صحرا گذشته است

گاه میتوان تمام زندگی رادرآغوش گرفت،  فقط کافیست تمام زندگیت...

نفس نمی کشـــد هــــــوا  قــــدم نمی زند زمیـــــــن سکــــ...

آمدی…بی‌صدا،مثل رد پای باران روی خاکِ خشکِ دلم.نه گفتی، نه ن...

خدا را در خود آ

تو روزگاری که “یوگا” جای #نماز رو گرفتهو “سگ و گربه” جای بچه...

غم که می‌آید در و دیوار ،شاعر می شود در تو زندانی‌ترین رفتا...

یک سوال دارم

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

غم که می‌آید در و دیوار ،شاعر می شود در تو زندانی‌ترین رفتا...

🔴بُرشی از سلسله مباحث تفسیریِحضرت‌ امام سید مجتبی‌ حسینی‌ خا...

من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر می‌شد به رویت چشم می‌بستم؛...

فقط اونجا که پسره می‌ره رو پای بابلی خودش میشینه به جای اون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط