زندگیه فروخته شده پارت
زندگیه فروخته شده پارت ۲
نامجون : انگار ترسیده بود دستاش میلرزید میخواست فرار کنه
اما بادیگاردام نزاشتن بردنش تو ماشین خیلی بی تابی میکرد و باباش و
میخواست رفتم تو ماشین و چسبوندمش به شیشه و بهش گفتم
اگه بابات تو رو دوست داشت شرط نمزاشتت و باخت و قبول میکرد
و اگه ادامه بدی مجازاتت میکنم
ات : تو تو من مجازات میکنی بی تابی میکنم ببینم میخوای چیکار کنی
نامجون : رسیدیم خونم دستش و گرفتم و کشوندمش نمیو مد
بزور داشتم سمت خونم میبردمش اما یهو پاش پیچ خورد و افتاد
ات : دیوانه پام هواست کجاست
نامجون : تو فکر مجازاتتم
بلندش کردم گذاشتمش رو شونم و بوردمش
اجب زوری داشت همش میزد به کمرم و میگفت ولم کن
اخر بوقذش گرفت و گفت اگه اسله داشتم دخلتو میوردم
گذاشتمش زمین رو یه پا وایساده بود اسلهم و دادم بهش
گفتم بزن اسله رو اورد بالا
ات : دیوانه واقعا دیونه ای من مثل تو عوضی نیستم
بلندش کردم و بردمش سمت اوتاق مجازاتم
نشوندمش روسن دلی و دستاش و بستم
میله ی داغ و برداشتم و نزدیک
گردنش گرفتم و گفتم دفعه ی دیگه بخشش نیست
اگه اشتباه تایپی داشتم ببخشید 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
نامجون : انگار ترسیده بود دستاش میلرزید میخواست فرار کنه
اما بادیگاردام نزاشتن بردنش تو ماشین خیلی بی تابی میکرد و باباش و
میخواست رفتم تو ماشین و چسبوندمش به شیشه و بهش گفتم
اگه بابات تو رو دوست داشت شرط نمزاشتت و باخت و قبول میکرد
و اگه ادامه بدی مجازاتت میکنم
ات : تو تو من مجازات میکنی بی تابی میکنم ببینم میخوای چیکار کنی
نامجون : رسیدیم خونم دستش و گرفتم و کشوندمش نمیو مد
بزور داشتم سمت خونم میبردمش اما یهو پاش پیچ خورد و افتاد
ات : دیوانه پام هواست کجاست
نامجون : تو فکر مجازاتتم
بلندش کردم گذاشتمش رو شونم و بوردمش
اجب زوری داشت همش میزد به کمرم و میگفت ولم کن
اخر بوقذش گرفت و گفت اگه اسله داشتم دخلتو میوردم
گذاشتمش زمین رو یه پا وایساده بود اسلهم و دادم بهش
گفتم بزن اسله رو اورد بالا
ات : دیوانه واقعا دیونه ای من مثل تو عوضی نیستم
بلندش کردم و بردمش سمت اوتاق مجازاتم
نشوندمش روسن دلی و دستاش و بستم
میله ی داغ و برداشتم و نزدیک
گردنش گرفتم و گفتم دفعه ی دیگه بخشش نیست
اگه اشتباه تایپی داشتم ببخشید 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
- ۲.۷k
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط