مثل آئینه مشو محو جمال دگران

مثل آئینه مشو محو جمال دگران

از دل و دیده فرو شوی خیال دگران

آتش از ناله مرغان حرم گیر و بسوز

آشیانی که نهادی به نهال دگران

در جهان بال و پر خویش گشودن آموز

که پریدن نتوان با پر و بال دگران

مرد آزادم و آن گونه غیورم که مرا

می توان کشت بیک جام زلال دگران

ایکه نزدیک تر از جانی و پنهان ز نگه

هجر تو خوشترم آید ز وصال دگران

«اقبال لاهوری» #بخون
دیدگاه ها (۱)

کتاب به سوی اصفهان نوشته «پیر لوتی»  نویسنده و جهانگرد نامدا...

در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنمگر شکوه ای دارم ز دل با ...

کتاب «قلندر و قلعه»نویسنده: یحیی یثربی“قلندر” و “قلعه” کتابی...

باز بر عاشق فروش آن سوسن آزاد راباز بر خورشید پوش آن جوشن شم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط