{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل زمزمه می‌کرد ، هلاکش کردند

دل زمزمه می‌کرد ، هلاکش کردند

با تیغِ برهنه چاک چاکش کردند

دل ، دهکده ای بود پر از چشمه و گل

از لوث وجود عشق پاکش کردند !
دیدگاه ها (۱)

ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻟﻢ ﺁﻩ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺁﻫﻦ ﻧﯿﺴﺖﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ...

اندازه ی یک وقفه ی کوتاه بمانحتی شده تا نیمه ی این راه بماند...

موی افشان میکنی رفع خطر کردم عزیزعقل حیران میکنی رفع خطر کرد...

عشق بازی کار فرهاد است و بسدل به شیرین داد و دیگر هیچکسمهر ا...

خانه آباد کرد و در ماه نو رفتچه گویم بر دل ای مهربانیگل ما خ...

چشمه میشی چشمه ای پر آب و بسیار خنک است که از دامنه کوه دنا ...

دست عشق از دامنِ دل دور باد!می‌توان آیا به دل دستور داد؟می‌ت...

قصه تلخ از عشق

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

شهیداحمدنوروزی چندان فرو بردیم سر در زیر پرهاتا پر زدیم از ی...

تولدت مبارک، صدای آرامشِ دل‌ها… 🐶🤍سونگمین عزیز، امیدوارم سال...

•⊰⊰🌸❀ ﷽ ❀🌸⊱⊱•🌸 از تبار گل و آیینه کسی می‌آیدمژده ای دل که...

طبیعت

ای خنده ات از هر چه چشمه بی ریاترگیسوی تو از بید مجنون هم ره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط