{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جنگ ، بی فایده بود عزیزم !

جنگ ، بی فایده بود عزیزم !
رفتنت...تیر آخرت بود ؛
من از ناحیه ی قلب و غرور و قلم
شکست خورده بودم
با هزار سپاه عشق هم نمی توانستم
قلبی را که به تصرّف دیگری در آمده
پس بگیرم
باید تسلیم می شدم ،
باید به عقب بر می گشتم ،
باید در سنگر خاطره ها پناه میگرفتم و
عکس یاد تو را تا ابد
به دیوار سینه ام می کوبیدم
از این جنگ فقط
همین ها برایم غنیمت مانده بود...!
دیدگاه ها (۱)

گرچه او هرگز نمی گیرد ز حال ما خبردرد او هر شب خبر گیرد ز سر...

موهایت درباد تکان می خورد تنت سرد و سبک لرزانشبیه پرنده ایکه...

از روزی که عشقت را به من دادیجوهر قلمم پُررنگ‌تر شدهدفترهایم...

به نزدبک اکباتان رسیدیم به پریسا گفتم من پیاده میشوم و تا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط