{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گوشه امن سایه ها

رمان گوشه امن سایه ها

##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد ادکلن

«يه هيكل كَنده يهو مديره جلوم. مى خوام وايسم ولى دير شده، بايه حركت مضخرف مى خورم بهش.
سينهم مى كوبه بهش، اير پادام از كَوشم مافتن، و حواسم پر مشه از اون بوى خاصش: نعناى تازه، شبدر ... ويه جور جهنم لعنتى.
بازوهاى قويش مپيجن دور كمرم، ولرزش خندهش توى قفسهى سينهش حس مى شه.

«صبح به خير، لوتوس. فكر نمى كردم اينقد زود دلت برام تنكَ شه.»

«من... اصلاً.» سريع عقب مدرم.

هى، خودت بودى كه اومدى تو بغلم.»
Page 183

«خوردم زمين.»

«هرجِى تو بكَى همونه.» با همون لبخند ديروزش نكَام مى كنه،

دستام گره میزنم و زل میزنم بهش
+اینجا چیکار میکنی؟

—بنظرت دارم چیکار می‌کنم؟اومدم پرنسسم ببینم.و ببرمش

+کجا؟من که گفتم الان نه!الا لباس باهام نیست کار دارم

_تموم شد؟
دیدگاه ها (۶)

#رمان گوشه امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد -پرنسسم...

#رمان گوشه امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد و ادکلن...

#رمان گوشه امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد ادکلن«ا...

رمان گوشه امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد ادکلن«ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط