رمان گوشه امن سایه ها
#رمان گوشه امن سایه ها
##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد و ادکلن
«وقتی به در ورودی عمارت رسیدیم ما پیاده شدیم داخل عمارت رفتیم حدودا سی تا خدمتکار بهمون تعظیم کردن و بعد..»
+نگفته بودی همچین جای قشنگی زندگی میکنی مستمر کیم
-حالا که فهمیدی میس کیم،خب حالا بیا بریم اتاقمو نشونت بدم
+بریم
«رفتیم طبقه بالا داخل اتاقش همه چی تم مشکی داشت و بوی ادکلنش توی اتاق پیچیده بود خیلی جذاب بود»
+اتاقت قشنگه
_درست برعکس اتاق تو(نیشخند)
+ایشش ساکت شو اتاق من قشنگ تره،صبر کن ببینم تو اتاق منو از کجا دیدی؟
-خیلی خب باشه حالا چرا عصبی میشی.بعدشم مثل اینکه یادت رفته من کیم؟و اینکه
«اومد از پشت بغلم کرد و آروم تو گوشم گفت»
-از الان به بعد قراره اینجا زندگی کنی و دیگه خبری از اتاق کیوتت با تم سبز آبی نیست..
+تهیونگ!من به اصرار خودت قبول کردم چند روز پیشت بمونم و گرنه نه ازت میترسم نه چیز دیگه ای.
-که از من نمیترسی؟(نیشخند)
+نه نمیترسم.
هی میومد جلوتر و من هعی میرفتم عقب تر تا اینکه….
..
##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد و ادکلن
«وقتی به در ورودی عمارت رسیدیم ما پیاده شدیم داخل عمارت رفتیم حدودا سی تا خدمتکار بهمون تعظیم کردن و بعد..»
+نگفته بودی همچین جای قشنگی زندگی میکنی مستمر کیم
-حالا که فهمیدی میس کیم،خب حالا بیا بریم اتاقمو نشونت بدم
+بریم
«رفتیم طبقه بالا داخل اتاقش همه چی تم مشکی داشت و بوی ادکلنش توی اتاق پیچیده بود خیلی جذاب بود»
+اتاقت قشنگه
_درست برعکس اتاق تو(نیشخند)
+ایشش ساکت شو اتاق من قشنگ تره،صبر کن ببینم تو اتاق منو از کجا دیدی؟
-خیلی خب باشه حالا چرا عصبی میشی.بعدشم مثل اینکه یادت رفته من کیم؟و اینکه
«اومد از پشت بغلم کرد و آروم تو گوشم گفت»
-از الان به بعد قراره اینجا زندگی کنی و دیگه خبری از اتاق کیوتت با تم سبز آبی نیست..
+تهیونگ!من به اصرار خودت قبول کردم چند روز پیشت بمونم و گرنه نه ازت میترسم نه چیز دیگه ای.
-که از من نمیترسی؟(نیشخند)
+نه نمیترسم.
هی میومد جلوتر و من هعی میرفتم عقب تر تا اینکه….
..
- ۹.۲k
- ۱۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط