{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ ‌

‌ ‌
ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرست
جانم ازجام می عشق تو دیوانه ومست

تا ابد مست بیفتد چو من از ساغرعشق
می پرستی که بود بیخبر از جام الست

تو مپندارکه ازخودخبرم هست که نیست
یا دلم بستهٔ بند کمرت نیست که هست

آنچنان در دل تنگم زده‌ ای خیمهٔ انس
که کسی را نبود جزتو درو جای نشست

همه را کار شرابست و مرا کار خراب
همه راباده به دستست ومرا باد بدست
دیدگاه ها (۱)

ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرستجانم ازجام می عشق تو دیوان...

ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرستجانم ازجام می عشق تو دیوان...

ای لبت باده‌ فروش و دل من باده‌پرستجانم از جام می عشق تو دیو...

ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرستجانم از جام می عشق تو دیوا...

ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرستجانم از جام می عشق تو دیوا...

ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرستجانم از جام می عشق تو دیوا...

ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرستجانم از جام می عشق تو دیوا...

ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرستجانم از جام می عشق تو دیوا...

ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرستجانم از جام می عشق تو دیوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط