{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ ‌

‌ ‌
ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرست
جانم ازجام می عشق تو دیوانه ومست

تا ابد مست بیفتد چو من از ساغرعشق
می پرستی که بود بیخبر از جام الست

تو مپندارکه ازخودخبرم هست که نیست
یا دلم بستهٔ بند کمرت نیست که هست

آنچنان در دل تنگم زده‌ ای خیمهٔ انس
که کسی را نبود جزتو درو جای نشست

همه را کار شرابست و مرا کار خراب
همه راباده به دستست ومرا باد بدست
دیدگاه ها (۱)

هر سحر منتظر یار نباشم چه کنم ؟من اگر اینهمه بیدار نباشم چه ...

سلام .وقتی این نامه را برایت می نویسم دلم می خواهد از زندگی ...

گفتمش در دل و جانی تو بگو من چکنمگفت نبض ضربانی تو بگو من چک...

روزها نیلوفر و شبها تو شب بو میشویمثل گلهای بهاری بس که خوشب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط