{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وسط روضه یکی گفت به گوش پدرم

وسط روضه یکی گفت به گوش پدرم
خوش به حال پسری که پدرش سینه زن است
پدرم گفت که خوشحال تر آن بابایی
که جگر گوشه اش آواره کوی حسن است
دیدگاه ها (۱)

هرچه میخواست دلم از تو ، برآورده شدهآرزوی "به فدایت بشوم" ما...

بـرفِ سفید و گنبـد زردٺ چـہ دلـرباسٺعـرش خـدا بــه مشـهدتـاݩ...

این شور زائراتو عشقهاخلاص نوکراتو عشقه از نجف تا خود کربلا ت...

با وضو باید بنوشند چای بزم روضه راآب چایی قطره های اشک بی بی...

میناب ۱۶۸اوایل جنگ از هر صدا قلبم از سینه بیرون میزد و از شد...

پارت دومقصرو سکوت پر کرده بود حتا صدای نفس های ندیمه ها و سر...

رمبو5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط