{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر گنبد کبود

زیر گنبد کبود
بازی خدا
نیمه کاره مانده بود
واژه ای نبود و هیچکس
شعری از خدا نخوانده بود
تا که او مرا برای بازی خودش
انتخاب کرد
توی گوش من یواش گفت:
"تو دعای کوچک منی"
بعد هم مرا
مستجاب کرد


#عرفان_نظرآهاری
دیدگاه ها (۱)

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط میفرمود:بطری وقتی پر است و می‌خواهی خا...

دل که تنگ است کجا باید رفت...؟

دعایت می کنم ، عاشق شوی روزیبفهمی زندگی ، بی عشق نازیباستدعا...

عشق یعـــنی به تو رسیدنیعنی نفس کشیدن تو خاک ِ سرزمینتعشق یع...

پارت ۳۱ خواندن بدون لایک و کامنت حرام است

عنوان«یخ سیاه» ꧁꧂پارت دوم: ☆دختری که خم نشد. ☆کایرا یاد گرفت...

پارت ۲۹ کاکاشی یواشکی دستش را دراز کرد، حرکتی تقریبا ناخوداگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط