{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از یک ماه سرُم صورت Estée Lauder

بعد از یک ماه سرُم صورت Estée Lauder
را از کوله‌ی اضطراری بیرون آوردم. گذاشته بودمش کنار وسایلی که لایق نجات دادن‌اند؛ کنار گردنبند و سند و سریال فلیبگ و فانوس شارژی. چند روز بعد از شروع جنگ فهمیدم دلبستگی‌های عجیبی دارم. مثلا نتوانسته بودم بدون جوراب‌های پشمی صورتی، کتاب شهر دزدها و قیچی باغبانی از خانه خارج شوم.

شیشه کوچک قهوه‌ای را بین انگشت‌ها گرفتم و یادم افتاد در این یک ماه به فکر روتین پوستی نبودم. شهرها و خانه‌ها و زندگی‌ها روی ویبره بودند و سخت می‌شد تمرکز را روی خطوط کوچک پوست گذاشت. سرمِ شیک آبرسان مخصوص روزهایی بود که می‌شد سرکی در آینده‌ی نزدیک کشید و دست‌کم فردا را پیش‌بینی کرد و برایش پوستی بهتر از دیروز ساخت. برای وضعیت فعلی، در جهان دلگیری با شیشه‌های چسب‌زده و لباس‌های مچاله در ساک دستی و آینده‌ای ترک خورده، همان کرم مرطوب کننده کافی‌ست.

(نوشتم دلگیر ولی منظورم صفت مناسب‌تری بود. بله. همان اولین چیزی که به ذهنتان آمد.)

#آنالی_اکبری
دیدگاه ها (۰)

یادمه یه روزی خیلی ناامید و تلنبار شده روی دست خودم باد کرده...

خانواده بلقیس با ازدواجش با #نزارقبانی به شدت مخالف بودن، ول...

تَتَمّه‌ی آفتاب را برایمان می‌گذارند که گرم شویم وپس‌مانده‌ی...

«از این تن‌پوشِ سیاه، از این غم‌ که پایانی هم ندارد خسته شده...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁴. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. میا چند دقیقه‌ا...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط