{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آغوش که سر کردی

در آغوش که سر کردی
در آن شبها که یارت بود
که چشمم تا سپیده دم
به دل در انتظارت بود
به تو عمری وفا کردم
دریغا بی وفا بودی
چه شبها بی تو سر کردم
تو آن شبها کجا بودی؟
دلم را بردی و رفتی
برو عاشق مرا کم نیست
تو شمع بزم اغیاری
دلم در تاب این غم نیست
دیدگاه ها (۱)

کاش می شد بیخبر یک حلقه بر در میزدیبـر خیـالات محـالـم رنـگ ...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

از دست تو 🫵💞گفتمش عشق منی، خندید و گفت از دستِ توبغض کردم، ب...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part74صدای تخس وشاد سعید از پشت گوشی اومدسعید...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط