{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می دهد بال و پر خسته جبریل خبر

می دهد بال و پر خسته جبریل خبر

پیشِ چشمان علی رفت ز دنیا کوثر

دور می کرد ز دُور و برِ خانه همه را

ماند، یک جمعِ یتیم و تنِ سردِ مادر
دیدگاه ها (۱)

تب کرده ای دوباره مگر درد میکشی؟!بانوی خانه ام چقدر درد میکش...

چادرت وقتی یهودی را مسلمان میکندیک نگاهت عالمی را مثل سلمان ...

بسترت را جمع کن٬ یک روز دیگر هم بمانالتماسم را نکن رد٬ فاطمه...

خالق احدی باتو برابرنکشیدهمانند تو صدیقه اطهر نکشیدهخطاط تو ...

تک پارتی اسم: سایه های مخمل و باروتدرکوچه های باریک و همیشه ...

رمان انفجار و امید

سایه‌های فیروزه‌ای (پارت ۲)امیجیرو تنها بچه‌ای بود که فرار ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط