مافیای عاشق من

مافیای عاشق من 🌱🖤
پارت 21

+اصلا باورم نمیشه. وایی مرسی عشقم.(اشک ذوق)
_بیب داری گریه میکنی؟
+نه بیب اشک ذوقه.
جونگ کوک ویو:
امروز دوستم منو جیمین و دعوت کرده بود به یه باغی اما جنی و لاریسا رو نگفته بود. منم گفتم حتما نمیشناسه دیگ و لاریسا هم با جنی رف بیرون. رسیدم باغ تا زنگ درو لاریسا با کیک اومد استقبالمو همه سوپرایزم کردن و خیلی خوشحال شدم از اینک منو یادش بود و انقد براش عزیز بودم.
رفتیم نشستیم و من شمعها رو فوت کردم و همه برام دست زدن.
_حالا نوبت کادو هاست
+اوووو.
_اول کادوی جنی و جیمین. یدونه ساعته اورجینال رولکس.
همه: اوووووو
+دستتون درد نکنه واقعا راضی به زحمتتون نبودیم.
×ن دیگ یدونه جونگ کوک ک بیشتر نداریم.
+دستتون درد نکنه.
راوی:
دیگ همه ی کادو هارو باز کردیم و در اخر نوبت کادوی لاریسا بود
_خببب میرسیم ب کادوی من.
و یه جعبه ی کوچیک در اورد و داد به جونگ کوک.
+این چیه میخوای ازم خواستگاری کنی(خنده)
_مرض. بازش کن میبینی.
جونگ کوک بازش مرد و دید یه سوییچ توشه.
+ا.. این سوییچ تسلاعه؟
_اوهوم.
+خب خودش کجاس؟
_بیا بریم.
و لاریسا یواشکی به جنی گف فیلم بگیر. رفتن تو پارکینگ و جونگ کوک دید یه تسلا جلو دره.
+ای... این... این برای منه؟
_معلومه عزیزم.
دیدگاه ها (۱)

مافیای عاشق من 🖤🌱پارت22+واییی مرسی عشقم اصلا باورم نمیش ک بر...

بچه ها تو این پیج کی دنسرن؟ بگید ببینم چن نفریم؟ 🪐🎼

بچها اگه دوس داشتید، میتونید اینا رو داخل فیک تصور کنید🔮🖇اسل...

مافیای عاشق من 🖤🌱پارت 20+_اخییییی. همه: خندهراوی: جنی مرخص ش...

سولا (خواب‌آلود، با لبخند): "صبح بخیر داداش... وای چقدر خوب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط