{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز مدرسه آنیا زنگ خورد رینگ رین وایی دیرم شد مثل همیشه

روز مدرسه آنیا: زنگ خورد رینگ رین وایی دیرم شد مثل همیشه لباس فورممو پوشیدم و یه هودی مشکی روش کیفم رو برداشتم گوشیمم برداشتم در خونه رو قفل کردم و رفتم سوار اتوبوس شدم نیم ساعت بعد
رسیدم رفتم تو کلاس ‌. معلم: آنیا جان خودتو معرفی میکنی. آنیا: بله حتما اممم سلام من آیا فورجر هستم (راستی من دختر لوید و یور بودم ولی به قتل رسیدن هردوشون و من تنها زندگی‌کردم)تولی نکشید و من ارز ۱ ماه دانش آموز ممتاز شدم خیلی خوب بود ولی نمیدونستم آغاز‌ بدبختیام بود روز‌اول: مثل‌همیشه لباس فورممو پوشیدم ولی هودی‌مشکیم رو نه بجاش شنل شاگرد ممتاز‌ها‌رو پوشیدم و رفتم دفنر مدیر مدیر‌منو به دانش آموزای کلاس‌ممتاز معرف کرد و من هم خودمو معرفی کردم
ببخشید رومانا خیلی کوتاهن ببخشیددددددد
دیدگاه ها (۱)

ببخشید دیگه پست نمیزارم تا ۵ تا فالور نکیرم 😭😭😭😢

بعد رفتن مدیر دامیان بکی‌و جکس مایکی امدن سمتم .جکس : هوی بب...

سلامممم من نهالم امم تازه رمان شروع کردم و امید وارم خوشتون ...

انیا:سلام من آنیا فورجر هستم الان ۱۷ نیم سالمه ولی بقیه هم ک...

بکی:خوب پس چی میگی دامیان: دلم براش سوخت۳ ماه بعد: آنیا تو خ...

ستاره دانباله دار پارت:۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط