روز مدرسه آنیا زنگ خورد رینگ رین وایی دیرم شد مثل همیشه
روز مدرسه آنیا: زنگ خورد رینگ رین وایی دیرم شد مثل همیشه لباس فورممو پوشیدم و یه هودی مشکی روش کیفم رو برداشتم گوشیمم برداشتم در خونه رو قفل کردم و رفتم سوار اتوبوس شدم نیم ساعت بعد
رسیدم رفتم تو کلاس . معلم: آنیا جان خودتو معرفی میکنی. آنیا: بله حتما اممم سلام من آیا فورجر هستم (راستی من دختر لوید و یور بودم ولی به قتل رسیدن هردوشون و من تنها زندگیکردم)تولی نکشید و من ارز ۱ ماه دانش آموز ممتاز شدم خیلی خوب بود ولی نمیدونستم آغاز بدبختیام بود روزاول: مثلهمیشه لباس فورممو پوشیدم ولی هودیمشکیم رو نه بجاش شنل شاگرد ممتازهارو پوشیدم و رفتم دفنر مدیر مدیرمنو به دانش آموزای کلاسممتاز معرف کرد و من هم خودمو معرفی کردم
ببخشید رومانا خیلی کوتاهن ببخشیددددددد
رسیدم رفتم تو کلاس . معلم: آنیا جان خودتو معرفی میکنی. آنیا: بله حتما اممم سلام من آیا فورجر هستم (راستی من دختر لوید و یور بودم ولی به قتل رسیدن هردوشون و من تنها زندگیکردم)تولی نکشید و من ارز ۱ ماه دانش آموز ممتاز شدم خیلی خوب بود ولی نمیدونستم آغاز بدبختیام بود روزاول: مثلهمیشه لباس فورممو پوشیدم ولی هودیمشکیم رو نه بجاش شنل شاگرد ممتازهارو پوشیدم و رفتم دفنر مدیر مدیرمنو به دانش آموزای کلاسممتاز معرف کرد و من هم خودمو معرفی کردم
ببخشید رومانا خیلی کوتاهن ببخشیددددددد
- ۵.۳k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط