{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داداش گربه ای پارت ۱۲

داداش گربه ای پارت ۱۲


از دید فیو
صبح بیدار شدم خیلی سرم برای گریه هام درد میکرد چشمامو باز کردم و دیدم چیییییییییییییییییییییییییییییییییی من ....من چرا تو بغل مایکی ام ( نکته مایکی بعد اینکه فیو خوابش برد گذاشتمش روی تخت و خودشم بغلش کرد و خوابید )
فیو نه نه نه درستش گوجس
من : فیو فیو فیووووو حستو درک میکنممممم
فیو : چی ؟چی میگی نه اصلا
من : از صورتت معلومههههه گوجه شدیییی
فیو : اصلا تو چرا تو داستان منو مایکی جونی
من : هیهیهی حالا هستم دیدی گفتم دوسش داری همین الان گفتی مایکی جون
فیو : نهههههه نگفتم خب برگردیم به داستان
شروع کردم بازی کردن با موهاش
چه مو های نرمی داره
از دید مایکی
داشتم چشمامو باز میگردم و اولین چیزی که دیدم صورت قرمز فیومی بود خیلی خوبه که اولین چیزی که میبینی دورایاکیت باشه
مایکی : من می‌خوام دورایاکی بوخورممممم
فیو : برم برات درست کنم
مایکی : امادس
فیو : ها خب کجاس برم برات بیارم
مایکی : جلوی روم دراز کشیده
فیو = 🍒گوجه رو رد کرد 😂
چقدر کیوت میشه وقتی قرمزه
مایکی : بریم برام دورایاکی درست کنیییی ؟
فیو : ب .....باشه تا منو نخوردی بریم برات درست کنم
و بعله صبح این دو بزرگوار اینگونه گذشت
فیو : مایکی به نظرت برگردم پیش چیفیو
مایکی : نه تو باید پیش خودم بمونییییی
فیو : چیییی
مایکی : همینی که گفتم تو از الان به بعد مال منی ،،اخم کیوت ،،
فیو = 🍒
دیدگاه ها (۸۱)

خب داداش گربه ای پارت آخر از دید فیو داشتم صبحونه درست میکرد...

خب یه فیک مشترک داریم با : @m.b.r.13 درباره ی آکوتاگاوااااا ...

ستاره ی زرد پارت ۵رفتم پیش شینوبو ساننیتسو: شینوبووووووو سان...

چپتر دوازدهمسه روز از آن ماجرا می‌گذشت. هانا که فکر می‌کرد ب...

part:9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط