{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت من ..

حکایت من ..
حکایت کسی است که عاشق,دریا بود اما قایق نداشت
دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت
حکایت کسی است که زجر کشید اما ضجه نزد
زخم داشت اما ننالید گریه کرد اما اشک نریخت حکایت من ...
حکایت کسی است که پر از فریاد بود اما سکوت کرد ...
تا همه صداها را بشنود....
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به توووو و

روزتون خوش

دلشوره ...نقش بسته در دلم ..و عقربه های ساعت که به کندی می ج...

خدایا توشه این فصل دوستانم را بنویس از ۹۰ روز شادی ۹۰روز سلا...

ناپلئون گمشده (فصل سوم)پارت ۱۸صبح شد و هوا روشن بود اما ابری...

#pain #P⁷¹تهیونگ: نه. بهت که گفتم من دوست دختر دارم. نمیتونم...

آرزوی دیدارت را دارم.. پارت 72["ویو سلین"]من مطمئن بودم همه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط