حکایت من

حکایت من ..
حکایت کسی است که عاشق,دریا بود اما قایق نداشت
دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت
حکایت کسی است که زجر کشید اما ضجه نزد
زخم داشت اما ننالید گریه کرد اما اشک نریخت حکایت من ...
حکایت کسی است که پر از فریاد بود اما سکوت کرد ...
تا همه صداها را بشنود....
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به توووو و

روزتون خوش

دلشوره ...نقش بسته در دلم ..و عقربه های ساعت که به کندی می ج...

خدایا توشه این فصل دوستانم را بنویس از ۹۰ روز شادی ۹۰روز سلا...

چندپارتی عضو هشتم *پارت ۱۵ (پارت آخر)

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 103 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩چش...

ادامه پارت 101و لحظه ای توی سکوت سنگینی فرو رفت ...و صدای لر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط