{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من اگر روزی شود نقاش این دنیا شوم

من اگر روزی شود نقاش این دنیا شوم
این جهان را عاری از هر غصه وغم میکشم
بهر دلها مهربانی بی قراری یک دلی
هر دلی را در کنار شاخه ای گل میکشم

اندر این دنیا کسی بر کس ندارد برتری
من غنی را با فقیر، یکجا یکسان میکشم

زشت وزیبا خالق وپروردگار ما یکیست
زشت وزیبا ، پیش هم ، اما انسان میکشم

عشق هایی که در آن بوی خیانت میدهند
تا ابد محکوم دل تنگی به زندان میکشم

هرکجا قلبی شکست ، مابی تفاوت بوده ایم
اری اری بهردلهای شکسته ، نیز درمان میکشم
من در این دنیا تمام مردمش را بی درنگ
با تنی سالم ، لب خندان ،خرامان میکشم
دیدگاه ها (۳)

در انتظار تو تا کی سحر شماره کنم؟ورق ورق شب تقویم کهنه پاره ...

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسممن از عشقی که باشد آخرش...

خدای مهربانم!یک صبح زیبای دیگررابانغمه ی دلنشین پرندگانت آغا...

جاده ی قلب مرا رهگذری نیست که نیست جز غبار غم و اندوه در آن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط