{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

me: My many years of lov

me: My many years of lov
Part:⑥③

ویو میونگ
رقتم سوار ماشین شدم حرکت کردم به سمت خونه حدودا ¹ساعت
طول کشید رسیدم پیاده شدم سویچ رو دادم به بادیگارد تا میشنوه ببره داخل پار کینگ رفتم داخل عمارت که مامان بابام رو دیدم رو مبل نشستن منم رفتم نشستم

☆بابا برات پرونده هارو چک کردمو و بقیه کارشو کردم و فایلشون کردم برات فرستادم
=باشه ممنونم دخترم
&خیل خب قضیه از این طور که
☆خب
=دخترم کوک نامزدی کرده
☆چی حتما شوخیه مگه نه (بغض)
&دخترم اروم باش واقعیته (دستشو میزاره رو دست میونگ)

ویو میونگ
وقتی شنیدم کل بدنم شل شد حتماً خود کوک نمیخواسته حتماً مجبور بوده نه نه اون بهم خیانت نمیکنه رو گوشیم پیام اومد چک کردم کوک بود گفته بود: میونگ بیا به هم بزنیم
اشک پر چشمام جمع شد بدون حرفی رفتم اتاقم و در اتاقمو قفل کردم خودمم نشستمو زانو هامو بغل کردم گربمم اومد کنارم انگار حالمو میدونست کل بدنم بهش شُک وارد شده بود انگار یکی داشت خفم میکرد که صدای مامانمو از پشت در فهمیدم

&دخترم اونا فردا با نامزدش میاد اینجا
☆ما... مان.. چ.. چرا این کارو باهام کردید (گریه شدید)
&معذرت میخوام

ویو میونگ
با حرفش دیونه شدمو گلدون گل رز رو از روی کنسول لوازم آرایشم پرت کردمو با داد گفتم

☆چیو معذرت میخوای ها چقدر دیگه باید زجر بکشم مگه من انسان نیستم مگه من مثل بقیه ادم نیستم بسه دیکه بابا بسهههه(داد و گریه)
&معذرت میخوام(گریه)

ویو مامان میونگ
با گلدونی که شکست قلبم رفتو اومد و بعدش شروع به گریه و داد کرد که داشتم میمردم اون داره زجر میکشت اونم زجر عشق اروم گریه کردمو گفتم ببخشید که فهمیدم باباش داره از داخل پله ها مارو نگاه میکنه منم رفتم اتاقم

ویو باباش
تا حالت میونگ رو اینطوری ندیده بودم داشت زجر میکشید دیونه شده بود دیونه عشق ما اونو به این حال دراورده بودیم متوجه مامانش شدم اونم داشت از اعضا وجدان اشک میریخت ولی ما مقصر نبودیم
دیدگاه ها (۳)

me: My many years of lovPart:⑥④اسلاید دوم جا گلدونیهویو میون...

me: My many years of lovادامه پارت⑤⑥جاش نشده بود-حرف دهنتو ب...

me: My many years of lovPart:⑥②اسلاید دوم لباس میونگاسلاید س...

me: My many years of lovPart:⑥①-هوم چیه دلت خواست(پوزخند جذا...

part59 عشق پنهان《ویو ات شب》جونگ کوک خواب بود بعد از اینکه آق...

پارت چهارویو اکو:رسیدم دم در خونش که همه چیو فهمیدم هه این د...

p𝑎𝑟𝑡19اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎ویو یوشا:با کمک اجوما بلند شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط