خیلی وقتها پیش بود که یاد گرفتم عشق ، فقط لبخند زدن در
خیلی وقتها پیش بود که یاد گرفتم عشق ، فقط لبخند زدن در روزهای آفتابی نیست عشق یعنی در تاریکترین شبها ، دست کسی را محکم گرفتن که از شدت سرمای تنهایی میلرزد . وقتی دنیا با تمام سنگینیاش روی شانههایم فشار میآورد ، نام ویهان تنها چیزی بود که مرا به زمین متصل نگه میداشت . او نه تنها عشق من ، بلکه نمادِ امید من بود . به او نگاه میکردم و با خود تکرار میکردم : این بار هم ، مثل همیشه ، همه چیز درست خواهد شد . 💝
- ۱۰۵
- ۱۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط