{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مسافر کناریام که پیاده شد

مسافر کناری‌ام که پیاده شد
پنجره‌ای گیرم آمد
باقی مسیر را گریستم.



#لیلاکردبچه
دیدگاه ها (۳)

همه محاسبات مرا در هم ریخته ایتا یک ساعت پیشفکر می کردمماه د...

بشارتی به من از کاروان بیارای عشقهمیشه رفتن و رفتن... ...

ابری نیست بادی نیستمی نشینم لبِ حوضپرم از راه، از پل، از رود...

در سفری بی توقف هستممیاننوای پیانوو نغمه ی زنانگی غارتگر توو...

موکب کره ایدر مسیر پیاده روی حرم تا مسجد جمکرانبنظرتون بیشتر...

#داستان_شب روزهای بسیار دور  ؛ پیرزنی بود که  ؛ هر روز با قط...

#داستان_شب روزهای بسیار دور  ؛ پیرزنی بود که  ؛ هر روز با قط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط