{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت :

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت :ببخشیدشما انارو چه جوری میخورین؟ منم گفتم :عزیزم مادون میکنیم بعد میریزم تویه کاسه توشونمک میریزیم میخوریم گفت :اه اه اه شماچه قدرکثیفین ماانارو نمیخوریم سیفون میکشیم میره پایین یعنی بوق
دیدگاه ها (۲)

پسر :عصبانی میشی خیلی خوشگل میشی... دختر :من که الان عصبانی ...

امیدوارم شانه تخم مرغتان در راه بشکنددربرنجتان فضله موش ببین...

دستهایم به آرزوهایم نرسید آنها بسیار دورند !اما درخت سبز صبر...

بسلامتی پسری که ازش پرسیدن چرا ناراحتی؟ گفت تاحالا پشت ماشین...

توي جمع سنگين ورنگين نشسته بودم که يه بچه فسقلي اومدگفت:ببخش...

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت:ببخش...

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت:ببخش...

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت:ببخش...

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت:ببخش...

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت:ببخش...

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت:ببخش...

توی یه جمع سنگین و رنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومد گفت...

تو جمع سنگین و رنگین نشستیم پسر بچه فسقلی اومده میگه : ببخشی...

تو یه جمع سنگین و رنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومد و گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط