{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت:ب

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت:ببخشیدشما انارو چه جوری میخورین؟
منم گفتم:عزیزم مادون میکنیم بعد میریزم تویه کاسه توش گلپرونمک میریزیم میخوریم
میگه:اه اه اه شماچه قدرکثافتید ماانارو نمیخوریم سیفون میکشیم میره پایین
به بابای بچه نگاه میکنم میبینم داره اونور هر هر میخنده
گندتون بزنم بااین بچه تربیت کردنتون.
دیدگاه ها (۹)

ﭘﺴﺮﻩ ﺍﺯﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﻴﭙﺮﺳﻪ :ﺑﺎﺑﺎ ! ﻣﺎﺍﺯﻛﺠﺎ ﺍﻭﻣﺪﻳﻢ؟ﭘﺪﺭﻩ ﻣﻴﺮﻩ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ ...

تو کافى شاپ دختره دستشو گذاشته بود رو دست پسره و آروم لبخند ...

طرف لکنت زبون داشته.زنگ میزنه اورژانس که بیان جنازه ی همسایش...

مورد داشتیمتو امتحان شهری سرهنگ به دختره گفت روشن کن برو عقب...

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت:ببخش...

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت:ببخش...

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت:ببخش...

توي جمع سنگين ورنگين نشسته بودم که يه بچه فسقلي اومدگفت:ببخش...

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت :ببخ...

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت:ببخش...

توی جمع سنگین ورنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومدگفت:ببخش...

توی یه جمع سنگین و رنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومد گفت...

تو جمع سنگین و رنگین نشستیم پسر بچه فسقلی اومده میگه : ببخشی...

توی جمع سنگین و رنگین نشستیم پسر بچه فسقلی اومده میگه ببخشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط