{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک بیاید بریم دیگه من دارم میرم

کوک: بیاید بریم دیگه من دارم میرم.
رفتیم اتاق ات دویید سمت در وقتیکوک رو دید زدتش و اومد دوباره بزنتش که میا رفت دست ات رو گرفت گفت چیکار کرد ات چرو میزنیش
ان: تو تو حالت خوبه پرید بغل میا و گفت چرا گریه میکردی قشنگم....
میا داستان برای ات تعریف میکنه و ات میگه آقای تهکوک معذرت میخوامکوک میاد و میگه خب ما شنبه کنسرت دلریم میاین؟
میامیگه کنسرت؟؟؟
ته میگه من و کوک ته و کوک بی تی اسیم.
میا خوشحال میشه و ته رو بغل میکنه و دقیقا همون اتفاقیکه برای منو ات افتاد برای ته و میا افتاد منم دست ات رو گرفتم و بردم اتاق گفتم دراز بکشه...
ات: کوک
کوک: جانم
ات: فردا باید برم سر کار
کوک: چیییی(عصبی عربده)
ات: بغضم گرفت
داد نزن
کوک: نباید بری فهمیدی؟؟(داد عصبی)
ات شروع کرد به گریه و پشتش رو کرد به کوک.
کوک: ات قشنگم فهر نکن دیگه قربونت برم
ات:...
کوک: اگر قهر کنی دوباره میبوسمت فهمیدی ولی این دفعه وقتی سیر شدم ولت میکنم نه وقتی نفس کم اوردی
ات:...
کوک میره جلوش میبینه گریه اش رو دلش خالی میشه و میبینه ات غش کرده.
کوک: میترسه و میزارتش رو تخت درازش میکنه و میگه استراحت کن کوچولو.
زنگ زد به دکتر و دکتر اومد و گفت خیلی بهش استرس وارد چند وقتی هم استراحت کنه این قرصا رو بخوره چرا نفس کم اورد؟
اگر میره شنا یا دو انقدر به خودش فشار نیاره.
کوک: مرسی دکتر
دکتر میره...
دیدگاه ها (۰)

دکتر میره کوک ات رو بغل میکنه و کنارش دراز میکشه ات: بیدار ش...

کوک: ببخشید زیاد روی کردم خیلی گشنم بود ات: کوک لبم رو حس نم...

p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط