تو نیستی و پاییز
تو نیستی و پاییز
از چشمهای مرد عاشقی
شروع شده است که
تمام درختان را گریسته است
در سوگ رفتنت ..
برنگرد،
که بر نمی گردی تو هیچوقت
نمی خواهمم داشته باشمت ، نترس ..
فقط بیا
در خزان خواسته هام
کمی قدم بزن
تا ببینمت
دلم برای راه رفتنت تنگ شده است ..
از چشمهای مرد عاشقی
شروع شده است که
تمام درختان را گریسته است
در سوگ رفتنت ..
برنگرد،
که بر نمی گردی تو هیچوقت
نمی خواهمم داشته باشمت ، نترس ..
فقط بیا
در خزان خواسته هام
کمی قدم بزن
تا ببینمت
دلم برای راه رفتنت تنگ شده است ..
- ۸۳۱
- ۱۶ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط