{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی چه خبر از تو چه پنهان خبری نیست

گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست

در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست

 

در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت

غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست

 

انگار نه انگار دل شهر گرفته ست

از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست

 

ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف

در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست
دیدگاه ها (۲)

تا بحال برایتان پیش آمده؟؛غذایی که خیلی دوست دارید از دستتان...

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...هوای دیدنت پروانه ام کرد... شدم ...

عجب هوایی داری! هوایت که به سرم میزند ،دیگر در هیچ  هوایی نم...

قول دادی همه ی دار و ندارم باشیدر تنم رخنه کنی فصل بهارم باش...

تو اگر باشی و من باشم و باران باشدبه بغل می کشمت گر چه خیابا...

کاش فال شب یلدای همه این بشود؛ یوسف گمگشته باز آید به کنعان ...

در گوشۀ سلول نشسته‌ام و ناگزیر، برای تو می‌نویسم. اری ناگزیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط