{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه بودم یه لواشک فروشی دست ساز بود نزدیک مدرسمون، امکان

بچه بودم یه لواشک فروشی دست ساز بود نزدیک مدرسمون، امکان نداشت بخوری و مصموم نشی.

بچه ها هروقت یه امتحان بلد نبودن از اونجا یه لواشک میخریدن میخوردن مستقیم میرفتن دکتر گواهی پزشکی میگرفتن. رد خور نداشت
دیدگاه ها (۱)

لالایی چیست؟...هشدار پلیس عربستان به کسانی که در اتوبان لایی...

یه بارم میخواستم جلو دختره قیافه بگیرم گفتم فیلمای فابین بار...

ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻦ....ﺣﺎﺿﺮﻥ ﺩﻭ ﺳﺎﻋﺘﻮ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ ﺩﻭﺩﻗﯿﻘﻪﮐﻤﺮﺑﻨﺪ ﻣﺎﺷﯿن...

یکی هست،تو قلبم،..که اسمش گلبول قرمزه و کارش خون رسانیهاقا م...

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ¹⁸ویو اِلا___صبح‌ها اینجا—هیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط