پارت اخر

ویو رها با دل درد چشمامو باز کردم دیدم تهیونگ داره نگام می‌کنه
رها : ای دلم درد می‌کنه
تهیونگ : عشقم الان زیر دلتو ماساژ میدم بردم حموم گذاشتم تو وان زیر دلمو ماساژ میداد
و گردنمو کیس مارک میزاشت
دلم بهتر شد و رفتیم خونه

۱ سال بعد

توی این یک ماه خیلی چیز ها عوض شد من حامله شدم اما بچه ی منو تهیونگ مرد
اعضا هم فهمیدن و الان من با هفتاشون هستم و حامله ام به فن ها هم گفتیم
اون هام رازی بودن
الان یه دختر کوچولو دارم و هفتاد ددی


اینم از داستان ما عشق هفت نفره
دیدگاه ها (۶)

میخوام از یکی از اعضای بی تی اس فیک بزارم بگید کدومش باشه

نام رمان : مافیا عاشقشخصیت های اصلی : یونا و یونگی شخصیت ه...

ویو رها با آلارم بیدارشدم روتین پوستی مو انجام دادم رفتم پا...

شعکس دوم استایل رها عکس سوم جواهرات رها عکس سوم کفش رها عکس...

نام فیک: عشق مخفیPart: 44فردا*ویو ات*با دلدرد شدید از خواب ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط