{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان در قید مهرت پای بندم

چنان در قید مهرت پای بندم
که گویی آهوی سر در کمندم

گهی بر درد بی درمان بگریم
گهی بر حال بی سامان بخندم

#سعدی
دیدگاه ها (۱۸)

ناگهان آیینه حیران شد،گمان کردم توییماه پشت ابر پنهان شد،گما...

آهو ز تو آموخت هنگام دویدنرم کردن و ایستادن و واپس نگریدنپرو...

دوش دور از رویت ای جان ،جانم از غم تاب داشت...ابر چشمم بر رخ...

من حالم خوب است . همین که ساعت های طولانی در انتظار ثانیه ای...

هدیه‌ای از بهرام محمدی به شما گزاره‌هایی برگزیده از کتابِ «۲...

وه که گر من بازبینم روی یار خویش راتا قیامت شکر گویم کردگار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط