{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق هم بودن

عاشق هم بودن
خیلی همو دوست داشتن
ولی دست روزگار اونا رو ازهم جدا کرد
چندسال گذشت
الان هرکدومشون صاحب یه خانواده شدن
همو توی خیابون‌ میبینن
اشک تو چشامون جمع میشه
اسم همو بلند صدا میکنن
بچه هاشون میگن بله؟

:):broken_heart:
دیدگاه ها (۲)

دیدمش ...خود لعنتیش بود ؛همون لباسایه قدیمی و همون موهایه دی...

ﺩِﻟَﻢْ ﺗَﻨْﮓْ ﺷُﺪِﻩ ﻭٰﺍﺳِﻪ☜ﮔُﺬَﺷْﺘِﻪ ﻫٰﺎﻣُﻮﻥْ... ✍ ﻭﺍﺳِﻪ ﺍﻭ...

دختر: موهام داره میریزه (سرطان)💇 پسر: خودم موهاتو میبافم👧 چن...

😔 ¤کاش بغلت زندان بود^^میشدم بزرگترین خلافکاره دنیا...¤😇 💔 #...

یعنی میگی تورو بکشم پارت ۲

ڣیک ﭾدید: آڛلحـهہ۾؏ڕڣیاین داستان درمورد یه دختر پسره کاملا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط