{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شیشه‌خون

#شیشه‌خون
P14
همینجوری داشت با یونتان حرف می‌زد ک با کله میره ت دیوار
تهیونگ:اخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
جیسو:تهیونگ خوبی عشقم حالت خوبه سرت قرمز داره میشه سرت گیج میره
تهیونگ:ع ع عشقم؟
جیسو:اره عشقم ععهه عیش خسته شدم آره دوست دارم داشتم همینجوری حرف میزدم ک
کوک:نیازی ب دخالت ما نبود
ا.ت:اوهوم
تهیونگ:داشت همینجوری حرف می‌زد ک با قرار گرفتن لبم رو لبش ساکت شد
کوک:ا.تتتتت
ا.ت:فکرشم نکن
کوک:چرا میکنم تهیونگ با اجازه
تهیونگ:همینجوری دستشو ب نشانه مثبت تکون میده
ا.ت:داشتم جلوشو میگرفتم ک منو چسبوند ب دیوار و لباشو گزاشت رو لبام و وحشیانه مک می‌زد ک نفس کم آوردم و زدم رو شونش تا ازم دس،کشید
کوک:اینا چجوری هنوز همبنجورینتن
ا.ت:وادفاخخخخ
کوک:بیا ما بریم اینا جلو خودشونو گرفتن بیا بیا (دستشو میگیره و میرن)
میشینن تو ماشین و میرن طرف خونه کوک
ا.ت:خب بریم خونه من من کار دارم با لئو اینا قرار دارم
کوک:خب منم میام
ا.ت:خب بیا اوکیه
پرش زمانی ب شب
ویو کوک:رفتیم ا‌ت لباس باز پوشیده بود ولی محل ندادم مینهو خیلی مست بود ا.ت هم پیشش نشسته بود (عکس لباس ا.ت و کوک رو میزارم)
ا.ت:وقتی رسیدیم مینهو کامل نست کرده بود منم پیشش نشسته بودمو لباسم باز بود ک یهو....
حمایت نشه؟🥲🥺
دیدگاه ها (۷)

مرسیییییییییییی💜

#شیشه‌خونP13همینجوری داشتن حرف میزدن که یهو صدای در اومد تق ...

من اینجوری بودم ک این چی چی میگه زارت🗿🔪🤌

پارت ۵عمو های من مافیان

امروز تو دانشگاه همه به من نگاه می کردن که کوک از در کلاس او...

Part 30

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط