{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🩸 عشق خونین 🩸  یا 🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸

🩸 عشق خونین 🩸  یا 🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸

قسمت ۱۲

📍 مکان: مقر موقت «کابوس شب» در منطقه‌ی صنعتی متروکه

نورهای قرمز کم‌سو، مانیتورهای هک شده، نقشه‌ها و صداهای درهم.
کوک پشت میز اصلی ایستاده، با چشمایی جدی به نقشه‌ها نگاه می‌کنه. اعضای باندش هر کدوم یه سمتی‌ان، آماده.
در باز می‌شه.
لونا با قدم‌های مطمئن وارد می‌شه. پشت سرش «آیلا» و «سانا» میان. لبخند محوی روی لب لوناست. اما چشماش یخیه.
کوک (زیر لب):
ــ «خانم رئیس تشریف آوردن...»
لونا (پوزخند):
ــ «نترس، قرار نیست قدرتتو ازت بگیرم. فقط اومدم نجاتت بدم.»
جیمین (آروم به کوک):
ــ «اوه، بازم جنگ لفظی. کی بالاخره همدیگه رو می‌خورید؟»
تهیونگ:
ــ «ببند جیمین. تمرکز کن.»
کوک بلند می‌گه:
ــ «هدف، انبار مهمات باند جدیدیه که خودشونو متحد باند لیام اعلام کردن. اگه منفجرش کنیم، نصف قدرتشون از بین می‌ره.»
لونا:
ــ «اطلاعات کامل داریم. آیلا نقشه‌شو کشیده، رزی امنیت شبکه‌شونو هک کرده. فقط منتظریم ساعت بشه ۰۲:۰۰.»
کوک:
ــ «پس می‌زنیم. با دو تیم، از جنوب و شرق. من با باند خودم از جنوب، تو از شرق با تیمت. نقطه‌ی ملاقات وسط محوطه‌ی اصلی.»
لونا:
ــ «با من هماهنگ باشی، شکست نمی‌خوری.»
کوک یه لحظه نگاش می‌کنه، بعد لبخند محوی می‌زنه.
ــ «این همون چیزیه که خودم همیشه می‌گفتم.»
⏱ ساعت ۰۲:۰۰ – شروع عملیات
با صدای بی‌سیم، هر دو گروه حرکت می‌کنن. همه تو لباس مشکی مخصوص عملیات. سلاح‌های مجهز، ارتباط دائم.
کوک پشت دیوار سیمانی، اشاره می‌کنه به تیمش. از دور، صدای درگیری با نگهبانا میاد.
لونا همزمان از مسیر دیگه با تیمش نفوذ کرده.
بین تاریکی، ناگهان با کوک روبرو می‌شن—درست وسط محوطه.
کوک (پشت بی‌سیم):
ــ «هدفت مشخصه؟»
لونا (با خونسردی):
ــ «خودمم هدفم رو انتخاب کردم. هیچ‌کس رو دست کم نگیر.»
درگیری سنگینی شروع می‌شه. همه اعضا مشغولن.
کوک و لونا کنار هم می‌جنگن—پشت به پشت.
هماهنگی‌شون مثل ماشین حساب‌شده‌ست.
کوک (زیر لب، وسط شلیک):
ــ «تو اینجا که باشی، کار راحت‌تره.»
لونا (با پوزخند):
ــ «عادت نکن. من زود محو می‌شم.»
یه انفجار عظیم باعث می‌شه هر دو روی زمین بیفتن. گرد و غبار... صدای ناله و شلیک.
کوک سمت لونا می‌ره.
ــ «زنده‌ای؟»
لونا (سرفه‌کنان):
ــ «آره. ولی اگه دستتو برنداری از رو پهلوم، شاید دیگه زنده نمونم.»
هر دو با هم می‌خندن. ولی فقط لحظه‌ای.


ادامه دارد .................
دیدگاه ها (۱)

مهمونی پارت ۴۹

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟐صدای انفجار هنوز توی ساختمان می‌پیچید....

پارت پنجاه‌وپنجم | پایان ایانجئون جونگ‌کوکصدای شلیک هنوز توی...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹⁴اتاق ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط