عشق خونین یا

🩸 عشق خونین 🩸 یا 🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸

ادامه ی قسمت ۱۲

هر دو با هم می‌خندن. ولی فقط لحظه‌ای.
بعد، جدی می‌شن و بلند می‌شن.

📌 پایان عملیات. همه عقب‌نشینی می‌کنن.

تو راه برگشت، کوک به لونا نگاه می‌کنه.
کوک:
ــ «تو با وجودت یه جنگو می‌بری.»
لونا:
ــ «و تو با حرفات، کاری می‌کنی باور کنم نمی‌میرم.»
یه نگاه بین‌شون رد می‌شه.
نه عاشقانه… ولی یه چیزی توشه.
یه لرزش توی فضا.

🩶🩶پایان قسمت دوازدهم 🩶🩶
دیدگاه ها (۱)

🩸 عشق خونین 🩸 یا 🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸قسمت ۱۳📍 مکان: انبار جنوبی ب...

🩸 عشق خونین 🩸 یا 🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸قسمت ۱۴📍 مقر مرکزی کوک – زیر...

🩸 عشق خونین 🩸  یا 🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸قسمت ۱۲📍 مکان: مقر موقت «کابو...

🩸 عشق خونین 🩸  یا  🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸 قسمت ۱۱📍 مکان: بام قصر خاند...

p40شام تموم شده بود.نه با حرف، نه با خنده.فقط تموم شده بود.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط