کسی به سمت جین رفت و چنان به دست جین صربه زد که جین گوشی
کسی به سمت جین رفت و چنان به دست جین صربه زد که جین گوشی رو پرتاب کند .
جین که ترسیده بود بریده بریده حرف میزد:《تو...تو تو ....تو کی هستی؟》
ناگهان صدای بلند جیغ دختری را شنیدند .صدا صدای جیغ یوری نبود و دختر دیگری آنجا حضور داشت .
دختر از مردها میخواست که از فاصله بگیرند ولی آنها همچنان به او نزدیک میشدند و موها و صورت دختر را نوازش میکردند.
دختر ترسیده بود و نمیتوانست از جایش جم بخورد .
جین که ترسیده بود بریده بریده حرف میزد:《تو...تو تو ....تو کی هستی؟》
ناگهان صدای بلند جیغ دختری را شنیدند .صدا صدای جیغ یوری نبود و دختر دیگری آنجا حضور داشت .
دختر از مردها میخواست که از فاصله بگیرند ولی آنها همچنان به او نزدیک میشدند و موها و صورت دختر را نوازش میکردند.
دختر ترسیده بود و نمیتوانست از جایش جم بخورد .
- ۹۰۸
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط