{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۱:

پارت ۱۱:
صاحب رستوران خواست حرف بزند اما یکی از مردها موی دختر را کشید و همه متوجه شدن که اون موها کلاه گیس بوده و مردها به صاحب رستوران گفتند :《تو باید به ما توضیح بدی ،این چیه واقعا؟یه پیر زن ارزشی نداره واسه ما.》
همه به زن نگاه کردن و ناگهان یوری با صدای بلند گفت:《مامان!》
دیدگاه ها (۲)

همه با تعجب به زن و یوری نگاه می‌کردند. صاحب رستوران برای آن...

صاحب رستوران به یکی از مردها گفت :《هی بدرد نخور!یه شیشه شراب...

صاحب رستوران آنجا حضور داشت و شمعی در دست گرفته بود و شمع را...

کسی به سمت جین رفت و چنان به دست جین صربه زد که جین گوشی رو ...

پارت اول:فیکِ نخ قرمز؛نجات دهنده مجرمان عاشق💋"درسال ۱۷۱۴ در ...

۱۰-

قرار داد پارت 5☆همه رفتن داخل کلاس و منم وارد شدم و به سمت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط