از خانه ی تاریکم که رفتی

از خانه ی تاریکم که رفتی
سلام مرا ...
به پس کوچه های باریک آدمیت برسان .

در نهادِ گرسنه ی من طفلی است ...
که شیر خوارگی عاطفه را گره زده ...
به سنگینی نگاه بریده از جاذبه ی کهنسالان

صدای گامهایت می گویند
هنوز زنده ام ...
با مرور دستانی ، که غرورت را پس می زنند ...
تا پای مهرت را پیش بکشند
و تمام امیدم ...
آغوش بازِ تبسمِ چشمهای تو .
دیدگاه ها (۶)

دیدم که بر سراسر من موج می زند چون هرم سرخگونه آتش چون انعکا...

ﻫﯿـــــــﺲ ..... ﺳﮑـــُـُـُـُـُـﻮﺕ ﭘﯿﺸـــﻪ ﮐــُـُـُـُـُﻦ ......

اگه از داشته هات راضی نیستی بهتره به کاشته هاتیه نگاه دوباره...

دام دگـر نهاده‌ام تـا کــه مگــر بگیرمشآنـک بجســت از کفــم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط