{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

for me

part: 9
ویو ا/ت*

در زدمو وارد خونمون شدم که دیدم جونگکوک نشسته رو مبلا و داشت پیتزا میخورد
با عصبانیت جلوش رفتم و نشستم

÷:چی شد؟
+:دوست عزیزتون گوشی رو سایلنت کرده بود و غرق در خواب زمستونی بودن و نیم ساعت داشتم زنگ میزدم تا بالاخره باز کرد
÷:میگم چرا انقد دیر اومدی، گفتم شاید مشغول ماچو بوسه این

با حرف جونگکوک چهرم رو از پرو ایش پوکر کردن و کوسن روی مبل رو به سمت کله مبارکش پرتاب کردم

÷:چرا میزنی دخترر
+:غذاتو کوفت کن

جونگکوک لبخند گشادی زد که دیگه نتونستم تحمل کنم بلند شدم رفتم اتاقم
داشتم تو کمد میگشتم بلکه لباسی پیدا کنم که دوست دارم برای فردا بپوشم که یدفه در اتاقم با شدت باز شد و جونگکوک داخل شد و دوید اومد سمتم و پشت سرش شوگا اومد و به چهارچوب در تکیه داد و دست به سینه نگاهمون کرد

جونگکوک اومد و بازوهام رو گرفت و با ذوق گفت: ا/ت، میخوام فردا به لوسی اعتراف کنم کمک میکنی؟

چشامو ریز کردم و اول به شوگا بعد دوباره به کوک نگاه کردم و گفتم: چه کمکی مثلا؟

÷:ببین ابجی مو خوشگلم، از اونجایی که تو دوست لوسی هستی بشین راجبم یکم تعریف کن، مثلا فردا باهاش نهار برو بیرون بعد شب توی پارتی بهش اعتراف میکنم

+:وسط پارتی احمق؟
÷:حالا نه دقیقن، این ویلاعه یادته چند ماه پیشم توش پارتی گرفته بود؟ یه حیاط پشتی خیلی قشنگ داشت؟
+:خب؟
÷:میبرمش اونجا و میگم
+:خب من فردا تعریف کنم ازت فقط؟
÷:نه دیگه ببین شما هم میاین حیاط پشتی ولی یجوری که لوسی نبینتتون بعد اگر قبول کرد شماها برف شادیو فلان بهمان میزنید
+:ماها؟

جونگکوک به در اشاره کرد که دیدم لونا و تهیونگ و جیمین هم نگار شوگا وایسادن

+:شما کی اومدین؟
-:بعدا به من میگفتی کَر؟ نشنیدی صدامونو؟

چشم غره ای به شوگا رفتم و دوباره جونگکوک رو دیدم
+:اوکیه الان بهش میگم، فقط اینکه کادو گرفتی براش؟
÷:برای چیش؟ تولدشهه؟؟
+:نه احمق، اگر قبول کنه نمیخوای کادو ای چیزی بدی؟
÷:اها اره منطقیه، اونو فردا جور میکنم فقط اینکه میترسم قبول نکنه
دیدگاه ها (۵)

for me

for me

for me

for me

چشمام رو وا کردم و دیدم تو اتاقم نیستم پاشدم رفتم مدرسه مایک...

ازدواج اجباری پارت 33مامان : باشه عزیزمدخترم برو اتاقت و به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط