{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ زندانی تن بودن و در خانه نشستن

‍ زندانی تن بودن و در خانه نشستن
در بستن و در کنج غم خویش گسستن
در خود نشکستی که در وصف نگنجد
سر تکیه به دیوار و ز هر درد شکستن
در حبس نباشی نکنی درک از این حس
با یاد کسی مردن و دل را نسپردن
دیوانه نبودی که بفهمی چه سخت است
لیلا شدن از هجرت دلدار فسردن
دیدگاه ها (۳)

گفتمش: از عشق پروا کن ... نکردبا نگاهش عشوه ای جانانه کردگفت...

خیسِ بارانم ولی چتری نبود صبرِ ما را شرح و تفسیری نبودمی نوی...

در آخرین نامه‌ات از من پرسیده بودیکه چه‌سان تو را دوست دارم؟...

روان شناس بودن سخت، اما زیباستجور دیگر میشنوی، جور دیگر می‌ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط