دیر برگشتی عزیزم
دیر برگشتی عزیزم
خیلی دیر.
من دل دادم به کسی که
غمهایم،بغض هایم،اشکهایم، که باعثش تو بودی را از وجودم گرفت.پاهای سستم، دستهای سردم، نگاه یخم،زخم های قلبم،
همه و همه را التیام داد .
آره.... تو جا زدی او جا گرفت ....
حالا مفهوم دیر شدن یک بودن رو میفهمی؟
دیر آمدی که بمانی.... .
خیلی دیر.
من دل دادم به کسی که
غمهایم،بغض هایم،اشکهایم، که باعثش تو بودی را از وجودم گرفت.پاهای سستم، دستهای سردم، نگاه یخم،زخم های قلبم،
همه و همه را التیام داد .
آره.... تو جا زدی او جا گرفت ....
حالا مفهوم دیر شدن یک بودن رو میفهمی؟
دیر آمدی که بمانی.... .
- ۸۳۰
- ۰۳ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط