{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو #

سناریو #
وقتی غذا رو میسوزونی ولی اعضا سعی میکنه بخوره تا ناراحت نشی 🤦‍♀

نامجون : خوب ببین عزیزم نمیخوام ناراحتت کنم ولی غذات تعم سگ توی خیابون ولگرد رو میده ( اول فک کردم مثل آدم جواب میده ولی اینم از هیونگ ما دیگه😂)
ا.ت : 🥺🥺🥺


جین : خوب هنداسمم ، ریدی تو این غذا این یک و دو هیچ وقت به دست پخت من نمیرسی ( آفرین جین چه خوب کاری کردی 🤦‍♀😂)
ا.ت : باشه پس من قهرم 😢( خوب به کی ... رم زنیکه ی بدبخت )

جیهوپ : عالیه عشقم دستت درد نکنه ولی من سیر شدم ( بچم چه مهربونه قدرشو بدونید )

شوگا : اصلا تو دیگه نرو آشپز خونه هم اونجا رو به گند کشیدی هم غذا رو ( آخه این چه طرز گفتنی‌ها اااااا)
ا.ت : همونجا میزنه زیر گریه ( خوب به چپم 😒)

جیمین : خوب نظرت چیه بریم سفارش بدیم
ا.ت : مگه غذای من چمه ( چمه ؟ چمه ها ؟ هااااااااا😡😡😡)

تهیونگ : یا الان غذای درست میاری جلوم ، یا رو تخت باش ، یا سفارش میدم و ت. پولشو میدی ( آخه، ،،، آخه، ،،، حرفی ندارم😔🤦‍♀)
ا.ت : گوه خوردم میرم یه چیزی درست کنم ( آفرین بچه حالا تخم مرغ رو تو ماهیتابه بشکون ، آخه ذلیل مرده ابن چه طرز آشپزیه اصلا تو برو من درست میکنم 😂😳) ( جوگیر شدم 🤦‍♀😂)

جونگ کوک : قک کنم از تنظیم افتادی برو رو تخت من درستت میکنم ( آخه ابن چه طرز تنبیه ای هست ؟؟؟؟؟🤦‍♀🤦‍♀🤦‍♀😊)
ا.ت : غلط کردم ، گوه خوردم ، ببخشید ( آفرین بچه همینجوریم به فا ** ک میری )



نظری ندارم باید خوشتون بیاد 😎😎
دیدگاه ها (۳)

سناریو سو پارت اول

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

سناریو مایکی پارت۶

سناریو مایکی پارت اخر

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

سناریو باجی پارت اخر

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط