{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پازل

پازل

پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد . پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو از کجا یاد گرفتی؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه
دیدگاه ها (۳)

فروش اسلام مقیم لندن بود. تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی ...

جعبه طلایی مردی دختر شش ساله خود را به خاطر هدر دادن یک رول ...

پیرزنی در قصابی توی قصابی بودم که یه خانم پیر اومد تو مغازه ...

ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﯽ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﻫﺎﯼ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮ ﻣﺮﺩ ﺗ...

داستان کوتاه پند آموزمرد بیسوادی قرآن می خواند ولی معنی قرآن...

قسمت‌من‌که‌نشد؛ولی‌یکی‌ازرفقاتعریف‌می‌کرد:-توی‌ سفر راهیان ن...

"صاحبدلی" روزی به "پسرش" گفت: برویم زیر "درخت صنوبری" بنشینی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط