{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم برای کودکیم تنگ شده... برای روزهایی که باور ساده ای د

دلم برای کودکیم تنگ شده... برای روزهایی که باور ساده ای داشتم همه ی آدم ها را دوست داشتم... مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود.... تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود دلم برای خدا تنگ شده ... خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم... دلم برای کودکیم تنگ شده... شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست من ول شد و او رفت...
دیدگاه ها (۴)

تو که کوتاه و طلایی بکنی موها رامنِ شاعر به چه تشبیه کنم یلد...

نگو هرگز خداحافظ خداحافظ که میگویی دلم از درد می...

سلام ای ناله ی بارونسلام ای چشمای گریونسلام روزای تلخ منهنوز...

غرور گفت: "غیر ممکن است ... تجربه گفت: "خطرناک است....

(Just a game?)Part32دو روز گذشته بود و امروز پرواز داشتم لبا...

سفیر کبیر Grand Ambassador

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.92(از زبون ا.ت)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط