{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رود را تا به ابدتشنه ی مهتاب گذاشت

رود را تا به ابدتشنه ی مهتاب گذاشت،
داغ لب های خودش را
به دل آب گذاشت...
🥀
دیدگاه ها (۰)

اینجا بهانه های زدن جور میشود کافیست زیر لب پدرت را صدا کنی

مرا این بس که در گُنجم به کنجی در جهانِ تو#اوحدی

بجای آب می‌ریزد از این مشک آبروی عشق و کاری از دو دست قطعه‌ ...

تو رفته‌ای به غریبی و از پریشانیشده است شام غریبان مرا جهان ...

لب های ما میخندد ولی کسی از حال دل ما خبر ندارد💔😂 بازنشر کنی...

آغوش تو آرام ترین خانه ی دنیاستدست تو صمیمانه ترین شانه ی دن...

هم اتاقی قدیمی-پارت-۴«باکوگو گرسنه اش نبود ولی برای وقت گذرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط