{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو رفتهای به غریبی و از پریشانی

تو رفته‌ای به غریبی و از پریشانی
شده است شام غریبان مرا جهان بی‌تو
دیدگاه ها (۰)

بجای آب می‌ریزد از این مشک آبروی عشق و کاری از دو دست قطعه‌ ...

رود را تا به ابدتشنه ی مهتاب گذاشت،داغ لب های خودش را به دل ...

بر خاک خفته ای و مرا می­برد عدومن می­روم به شام... بماند بقی...

نگران بودم از این لحظه وآمد به سرمزینب و روز وداع تو!؟ امان ...

مرد و زن رابعد از این معلوم در جهان کنمروز روشن را سرش شام غ...

✨دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمعای سر زلف تو مجموع پریشانی‌...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانیچه کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط