این را می نویسم چون بایدش ...بخوانی تا امروز دستهایم توان
این را می نویسم چون بایدش ...بخوانی تا امروز دستهایم توان نوشتن نداشتن ...
این روزها ناتوانم بسیار ناتوان بله ......
حرفهایت یادم است.... قولهایم پای برجا.... این منم!!!
من دیروز تو من امروز تنها. ادمی جالبست
تادیروز جگر گوشه کسی هستی وامروز فقط برایش یک غریبه ...
اخر ای همزاد تنهایی تاکی مرادربرگرفته ای باتوهستم مخاطبم...
چگونه من وخاطراتم را به تنهایی فروختی چندش خریدارمن بود قیمتم ارزان بود؟؟؟
بگو تابرایت بگویم... بگویم برای باتو بودن ازچه ها گذشتم...
مخاطبم این روزهایم درد دارند کمی مسکن می خورم تادردهایم راتسکین دهد...
راستی فکر کنم این روزها معتاد شده ام معتاد به هرچه که نبود توراتسکین دهد ...
نترس نه کریستالی شدم نه کراک اما معتادیه من به بودنهای وفاصله هایت بود
گاه گاهی می اندیشم ودلم را تسکین می دهد که ای دل :اوهمینجاست درهمین حوالی...
راستی حوالیت کجاست نشانه ای از عطرت بگو بگو تا ببویمت شاید پیدایت کردم
باشد نگو بازهم سکوووووووووت......
این روزها ناتوانم بسیار ناتوان بله ......
حرفهایت یادم است.... قولهایم پای برجا.... این منم!!!
من دیروز تو من امروز تنها. ادمی جالبست
تادیروز جگر گوشه کسی هستی وامروز فقط برایش یک غریبه ...
اخر ای همزاد تنهایی تاکی مرادربرگرفته ای باتوهستم مخاطبم...
چگونه من وخاطراتم را به تنهایی فروختی چندش خریدارمن بود قیمتم ارزان بود؟؟؟
بگو تابرایت بگویم... بگویم برای باتو بودن ازچه ها گذشتم...
مخاطبم این روزهایم درد دارند کمی مسکن می خورم تادردهایم راتسکین دهد...
راستی فکر کنم این روزها معتاد شده ام معتاد به هرچه که نبود توراتسکین دهد ...
نترس نه کریستالی شدم نه کراک اما معتادیه من به بودنهای وفاصله هایت بود
گاه گاهی می اندیشم ودلم را تسکین می دهد که ای دل :اوهمینجاست درهمین حوالی...
راستی حوالیت کجاست نشانه ای از عطرت بگو بگو تا ببویمت شاید پیدایت کردم
باشد نگو بازهم سکوووووووووت......
- ۷۸۶
- ۱۹ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط