{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیدل جذاب من

آیدل جذاب من
پارت⁴¹

ویو نویسنده
آنا به سمت بچه ها رفت و تهیونگ هم اومد،نامجون بلند شد و چنگال‌ش رو به لیوان زد که همه نگاها سمت نامجون اومد
نامجون:خب،خب؛بچه ها فردا اولین کنسرتمون داخل توکیو(ژاپن) هست؛همه تون راس ساعت ۵ برای تمرین بیاین سالن
بچه ها باشه ای گفتند و به سمت اتاقشون رفتند تا استراحت کنند؛آلیسا زودتر از جونگ کوک وارد اتاق شد و کوک پشت سر آلیسا اومد،یهو شونه آلیسا رو گرفت و سمت خودش برگردوندش
آلیسا:جونگ..کوک..چیکار..میکنی
جونگ کوک سرشو نزدیک صورت آلیسا برد که همون لحظه زنگ در به صدا دراومد
یهو جونگ کوک عقب رفت و دستی تو موهاش کشید،انگار تو حالت خودش نبود؛به سمت اتاق رفت و درو محکم بست
آلیسا عرق روی صورتشو پاک کرد و دستشو روی قلبش گذاشت
چرا کوک داشت اون کارو میکرد؟چرا بعد منصرف شد؟
به سمت در رفت و در رو باز کرد و با ات روبه‌رو شد
ات:هوی دختره به گوشیت زنگ زدم چرا جواب ندادیی!!
آلیسا:اوم،خب گوشیم رو سایلنت بود
ات:چرا رنگت پریده؟؟
آلیسا اومد حرف بزنه که
جونگ کوک:داشت لیز میخورد که گرفتمش
ات:عه سلام کوک!اها اوکی
ات رفت و آلیسا در رو بست که صدای کوک بلند شد
جونگ کوک:نمیخوام کسی راجب این موضوع چیزی بدونه(با تاکید)
آلیسا:با..باشه
جونگ کوک سری تکون داد و به اتاقش رفت

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

آیدل جذاب من پارت⁴²ویو نویسنده (پرش زمانی سالن تمرین)اعضا و ...

آیدل جذاب من پارت⁴³ویو جیهوپبعد از اینکه ات از روم بلند شد ن...

آیدل جذاب منپارت⁴⁰ویو آناشروع به خوردن کردم که تهیونگ دستشو ...

آیدل جذاب من پارت³⁹که اومد و پیش من نشست و جیهوپ پیش تهیونگ ...

مخلوطی از عشقو مرگ پارت 2ویو جونگ کوک: راه افتادیم به سمت پا...

#ارباب_من#پارت_پنججونگ کوک: تو بیخود کردییی(داد) حالا هم  گم...

YOU BELONG TO MEویو اتدر اتاق رو باز کردم و وارد اتاق شدم خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط